محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
191
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بعد از آن ، درين شب هر كرا هر چه بدست آمد برد و چون صبح شد خبر رسيد كه محمد خان در قزوين بر مسند للگى طهماسب ميرزا باستقلال تمام تمكن دارد و از استماع اين خبر خليفه متردد خاطر گشته به گمان آنكه ناگاه قضيه برعكس نتيجه دهد ، حفظ الغيب مرعى داشت و جميع جهات و اسباب محمد خان را كه از آن جمله جوالى چند لارى و صندوقى چند پرزر بود ، در يورتى جمع كرده ، در را محكم بستند و خليفه در يورت را مهر كرده حكم كرد كه هيچكس يكدينار از مال و جهات محمد خان تصرف ننمايد و هر آقائى كه در خانهاى نزول كنند از جهات محمد خان به [ تحت تصرف « 1 » ] در نياورند . اما كسى گوش به حكم خليفه نكرد و هر چه تعلق به سركار خان داشت ، بتاراج بردند ، بلكه آن يورت را هم در ديگر كه مهر نداشت بعنوانى گشوده از نقود و جواهر و اشياء نفيسه آنچه توانستند تصرف نمودند و خليفه را نيك نفسى و عاقبت انديشى برين داشته با آن همه اسباب و جهات ، از مرصعات « 2 » از زين مرصع و كمر شمشير و كمر خنجر و ديگر اشياء با زيب و زيور و چينى آلات ، از لنكريهاى فغفورى پادشاهانه و ساير ظروف خسروانه و اجناس نفيسه و انواع كتابها و كاغذهاى الوان ، از همه جنس كه از قبيل موجودات و از مقولهء ممكنات تواند بود ، يك خيك پنير و يك انبانچهء سفيد آب كه زنانرا به كار آيد ، از سركار محمد خان تصرف نمود و خليفه بعد از ضبط اموال و اسباب ، ارادهء تسخير قلعه بخاطر آورد و چون آن قلعه بكمال متانت و نهايت حصانت شهرت دارد معهذا محمد خان يراق و اسباب بىپايان در آنجا ذخيره نهاده بود و تا موازى دويست نفر از تركمانان جنگ آور ، در آن حصار تحصن داشتند . مكرر جنگ انداختند و كارى از پيش نرفت و يوسف بيگ ، بعد از تحصن به جهت معاونت ، قاصدان بطلب امراى تركمان مثل ابو المعصوم سلطان ولد يادگار
--> ( 1 ) - د : به خون الملك . ( 2 ) - م : مرصع آلات